سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

175

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

تا جايى كه مرا با اين اشخاص همرديف كردند . ( 1 ) پس مردى از ايشان به خاطر كينه‌اى كه داشت ( سعد بن ابى وقّاص ) دست از حق شست و ديگرى به خاطر خويشاونديش با عثمان ( عبد الرحمن كه شوهر خواهر عثمان بود ) از من اعراض كرد با اين و آن ( كه با زشتى از طلحه و زبير ياد مىكند ! ) تا اين كه سومى ( عثمان ) بر سر كار آمد در حالى كه پهلوهايش باد كرده بود ميان جاى بيرون دادن و خوردن ( با دهان خوردن و چون بهائم سرگين انداختن ) و اولاد پدرش ( بنى اميّه ) مال خدا را مانند خوردن شتر با تمام ميل ، گياه بهارى را مىخوردند تا اين كه رفتارش باعث سرعت قتل او شد و اجل او را به دست هلاكت سپرد و مركب سواريش او را به رو درانداخت ، ( 2 ) پس هيچ چيز مرا صدمه نزد مگر اين كه مردم مانند موى گردن اسب به دورم ريختند از من خواستند تا بيعت كنم و از هر طرف به سوى من هجوم آوردند به طورى كه از ازدحام ايشان حسن و حسين زير دست و پا رفتند در حالى كه آنها دو طرف من بودند . » . ( 3 ) و در روايتى آمده است : « و آن دو و دو طرف رداى من پايمال شد در حالى كه مردم اطراف مرا مانند گلهء گوسفند در جاى خود گرفته بودند پس چون به امر خلافت مشغول شدم جمعى بيعت مرا شكستند « 1 » و عدّه‌اى فاسق شدند و گروهى ديگر از زير بار بيعتم خارج شدند « 2 » و گروهى از طاعت خدا بيرون رفتند « 3 » گويى كه ايشان اين سخن خداى تعالى را نشنيده‌اند كه فرمود : « تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » « 4 » آرى به خدا قسم اين آيه را شنيده و حفظ كرده‌اند و ليكن دنيا ايشان را فريفته و رونق بازار دنيا ايشان را به خود جلب كرده است ! آگاه باشيد سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد اگر نبود كه خداوند از اوليا پيمان گرفته است هرآينه مهار شتر خلافت را بر كوهان آن مىانداختم و آب مىدادم آخر آن را وسيله كاسهء اوّل آن ( كنايه از اين كه همچون گذشته امر خلافت را رها مىكردم ) » و اين شعر را قراءت كرد :

--> ( 1 - 2 - 3 ) اشاره به ناكثين ( طلحه و زبير ) مارقين ( خوارج ) و قاسطين ( معاويه و اصحابش ) دارد - م . ( 4 ) قصص ( 28 ) آيهء 83 : سراى آخرت را براى كسانى قرار داديم كه مقصودشان سركشى و فساد در روى زمين نباشد و جزاى نيك از آن پرهيزگاران است .